تولد واتسلاف هاول – رویداد برتر

واسلاو هاول، شخصیت شناخته شده در تاریخ اروپای شرقی، در 5 اکتبر 1936 در خانواده ای ثروتمند در پراگ به دنیا آمد.
به گزارش رویداد برتر اعتماد او نوشت: “هاول هنوز نوجوان نشده بود که کمونیست های حاکم بر چکسلواکی اموال خانواده اش را به نفع دولت مصادره کردند و حتی به او به عنوان فرزند یک خانواده بورژوا اجازه ادامه تحصیل ندادند. او به دانشگاه نرفت، او به دانشگاه نرفت. عاشق تئاتر شد و نمایشنامه نویس شد، سلیقه رسمی متفاوت می نوشت، بنابراین نوشته هایش در چکسلواکی روی صحنه نمی رفت، اما غربی ها او را می دیدند و هنرش را تحسین می کردند.
هاول یک نمایشنامه نویس پروتستان بود. قلم یک بار در جلسه کانون نویسندگان چک قلم در دست حامیان حکومت را محکوم کرد و گفت: نویسندگان قدیمی نه تنها حقیقت را نمی گویند – زیرا این کار سخت و خطرناکی است – بلکه من حتی نمیخواهم حقیقت را بشنوم.» کلماتی مانند حقیقت و دروغ همیشه در ذهنش بود و تحلیلهای جالبی از جامعهای که در آن عضویت داشت و کشوری که در آن زندگی میکرد انجام میداد، مثلاً میگفت: تعداد افرادی که صادقانه به آنچه تبلیغات رسمی می گوید اعتقاد دارند، اما تعداد افراد جعلی مدام در حال افزایش است. به حدی که هر شهروندی باید مزدور باشد… ما به ندرت چنین نظامی داشته ایم. نظامی که حاضر است انواع امکانات را اینچنین بی شرمانه و علنی در اختیار کسانی قرار دهد که از هر حرکت و اقدام آن حمایت می کنند. این افراد حاضرند به هر نحوی که می توانند از نظام حمایت کنند. مشروط بر اینکه حقوق انحصاری برای چنین حمایتی به آنها اعطا شود. این افراد غیر اصولی و ضعیف برای رسیدن به قدرت و اهداف شخصی آماده انجام هر کاری هستند. جای تعجب نیست که با گذشت زمان، پستهای دولتی و دولتی بیشتر و بیشتر (بسیار بیشتر از گذشته) توسط افراد بلندپرواز، فرصتطلب، شارلاتانهای بدنام، فرصتطلب و افراد دارای پیشینه مشکوک – خلاصه جنایتکاران معمولی – پر میشود.
سیستم امنیتی و اطلاعاتی چکسلواکی برای بی اعتبار کردن هاول یا فرار او از آن کشور هر کاری که می توانست انجام داد، اما هیچ وعده و تهدیدی بر او تأثیری نداشت. مدتی در زندان بود. در سالهای پایانی دهه 1970، او به مهمترین چهره مخالف دولت کشورش تبدیل شد و در انقلابی که به حکومت کمونیستی پایان داد، نقش محوری داشت. او رهبر اپوزیسیون و نماد و نماینده همه کسانی بود که خواهان تغییر در کشورشان بودند و کار خود را به قدری خوب انجام می داد که گفته می شد: «هاول انقلاب و گذار از دیکتاتوری به دموکراسی را تقریباً مانند کارگردانی رهبری کرد. بازی.”
پس از آن رئیس جمهور کشورش شد و در اولین سخنرانی خود در این سمت از اینکه امروز فصل مهمی در درک رابطه بین نظام های توتالیتر و جامعه حاکم است صحبت کرد. او گفت: «چک ها در یک فضای اخلاقی آلوده زندگی می کردند. من در مورد همه ما صحبت می کنم. ما به نظام توتالیتر عادت کردیم و آن را به عنوان یک واقعیت تغییرناپذیر پذیرفتیم. این به بقای رژیم کمک کرد… همه ما – هرچند آشکارا به درجات مختلف – مسئول عملکرد مکانیسم های تمامیت خواه هستیم. هیچ کدام از ما فقط قربانی رژیم نیستیم. ما کم و بیش در ایجاد (و تداوم) آن نقش داشتیم.
وی مدتی رئیس جمهور چکسلواکی بود و پس از جدایی اسلواکی حدود یک دهه مدیریت دولت جمهوری چک را بر عهده داشت. سپس از سیاست بازنشسته شد و سال های باقی مانده از عمر خود را به دور از مناصب رسمی گذراند. هاول در دسامبر 2011 درگذشت.
انتهای پیام