شرح کامل ماده ۱۰۷ قانون مدنی؛ حدود تصرف در ملک غیر و نکات کاربردی

شرح کامل ماده ۱۰۷ قانون مدنی؛ حدود تصرف در ملک غیر و نکات کاربردی

ماده ۱۰۷ قانون مدنی یکی از کلیدی ترین مواد قانونی در تنظیم روابط مالکیت و حقوق عینی در ایران است. این ماده به صراحت مشخص می کند که صاحب حق، مانند دارنده حق عبور یا حق آبیاری، در ملک دیگری تنها در چارچوب سه معیار مجاز به تصرف است: اندازه ای که در قرارداد توافق شده، مقدار متعارف بر اساس عرف محل، و آن…

انتشار
به روزرسانی
گارگروه نویسنده سایت 0 نظر
فهرست مطلب 22 بخش

ماده ۱۰۷ قانون مدنی یکی از کلیدی ترین مواد قانونی در تنظیم روابط مالکیت و حقوق عینی در ایران است. این ماده به صراحت مشخص می کند که صاحب حق، مانند دارنده حق عبور یا حق آبیاری، در ملک دیگری تنها در چارچوب سه معیار مجاز به تصرف است: اندازه ای که در قرارداد توافق شده، مقدار متعارف بر اساس عرف محل، و آن چه ضرورت انتفاع و بهره برداری منطقی اقتضا می کند. هر گونه اقدام فراتر از این حدود، تعدی و تجاوز از حق محسوب شده و به مالک اصلی این امکان را می دهد که از طریق مراجع قضایی نسبت به رفع مزاحمت، ممانعت از حق و مطالبه خسارت اقدام نماید. درک دقیق این سه رکن، ضامن حفظ تعادل میان استفاده بهینه از حق و حفظ تمامیت مالکیت دیگری است.

مقدمه ای بر اهمیت ماده ۱۰۷ قانون مدنی در حقوق اموال

در نظام حقوقی ایران، حق مالکیت به عنوان کامل ترین حق عینی شناخته می شود و مالک را در حدود قانون قادر به هرگونه تصرف در مال خود می داند. با این حال، این حق مطلق و بدون قید و شرط نیست. گاهی اوقات قانون یا توافق اشخاص، حقوق محدودی را بر روی ملک دیگری ایجاد می کند که به آن حقوق عینی تبعی، مانند حق ارتفاق یا حق انتفاع، گفته می شود. ماده ۱۰۷ قانون مدنی دقیقاً در همین نقطه حساس و پرچالش وارد عمل می شود و به عنوان یک تنظیم گر دقیق و عادلانه، مرزهای میان مالک اصلی و صاحب حق را ترسیم می کند.

بدون وجود چنین ماده ای، امکان سوء استفاده از حقوق ایجاد شده به شدت افزایش می یافت و آرامش و امنیت مالکیت افراد دچار خدشه می شد. تصور کنید ملکی دارای حق عبور تاریخی باشد؛ اگر صاحب این حق بتواند بدون هیچ محدودیتی عرض مسیر را تغییر دهد یا نوع تردد را به گونه ای عوض کند که به ملک اصلی آسیب برسد، مالکیت عملاً بی معنا خواهد شد. از سوی دیگر، اگر محدودیت ها بیش از حد سخت گیرانه باشد، فلسفه وجودی آن حق از بین می رود. ماده ۱۰۷ با ارائه سه معیار انعطاف پذیر، این تعادل ظریف را برقرار می سازد و به قضات و حقوقدانان ابزاری می دهد تا در هر پرونده، با توجه به شرایط خاص، عدالت را اجرا کنند.

متن دقیق ماده ۱۰۷ قانون مدنی و تحلیل ساختاری

برای شروع هر تحلیل حقوقی دقیق، نخستین و مهم ترین گام، رجوع به نص صریح قانون است. قانون گذار در قانون مدنی ایران، با الفاظی دقیق، موجز و پرمعنا، اصلی بنیادین را در روابط مالکیت و حقوق عینی بیان کرده است. متن ماده ۱۰۷ قانون مدنی به شرح زیر است:

«تصرفات صاحب حق در ملک غیر که متعلق حق اوست باید به اندازه ای باشد که قرار داده اند و یا به مقدار متعارف و آنچه ضرورت انتفاع اقتضا می کند.»

همانطور که در این متن کوتاه مشاهده می شود، قانون گذار سه معیار اساسی و سلسله مراتبی را برای تعیین حدود تصرفات مشخص کرده است: «توافق و قرارداد»، «عرف و مقدار متعارف»، و «ضرورت انتفاع». این سه معیار مانند یک مثلث حقوقی عمل می کنند که هر ضلع آن در غیاب یا نقص ضلع دیگر، به کمک می آید تا محدوده مجاز تصرف را مشخص کند. در بخش های بعدی، هر یک از این اجزا را با جزئیات کامل و با نگاهی به دکترین حقوقی و رویه قضایی مورد واکاوی قرار خواهیم داد.

رمزگشایی از واژگان کلیدی و تخصصی در ماده ۱۰۷

هر ماده قانونی، پازلی از واژگان تخصصی است که فهم دقیق هر قطعه، برای درک تصویر کلی و جلوگیری از تفسیرهای سلیقه ای ضروری است. ماده ۱۰۷ قانون مدنی نیز از این قاعده مستثنی نیست و در دل خود، مفاهیمی کلیدی دارد که درک صحیح آن ها، چراغ راه تفسیر این ماده است.

تصرفات صاحب حق: فراتر از مالکیت مطلق

واژه تصرفات در این ماده به معنای هرگونه مداخله مادی یا حقوقی است که صاحب حق بر ملک غیر انجام می دهد. این تصرفات می تواند فیزیکی و مادی باشد، مانند عبور از یک مسیر، حفر چاه، یا کاشت درخت. همچنین می تواند حقوقی باشد، مانند اجاره دادن ملک مورد حق انتفاع (البته تنها در صورتی که اذن مالک یا نص قانون اجازه دهد). نکته بسیار مهم این است که این تصرفات از سوی صاحب حق صورت می گیرد، نه از سوی مالک. صاحب حق، کسی است که بر اساس یک رابطه حقوقی مشخص، دارای اختیاراتی محدود بر ملک دیگری شده است. تصور کنید فردی حق عبور از ملک همسایه را دارد؛ تصرف او صرفاً در حد عبور است و نمی تواند عملی فراتر از آن، مانند ایجاد سد معبر یا انبار کردن مصالح، انجام دهد. این تمایز میان صاحب حق و مالک، بنیادی ترین نکته در درک ماهیت ماده ۱۰۷ است.

ملک غیر که متعلق حق اوست: پیوند حقوقی و عینی

عبارت ملک غیر که متعلق حق اوست، به روشنی بیان می کند که موضوع این ماده، ملکی است که مالکیت آن متعلق به دیگری است، اما بر روی آن، یک حق عینی برای فردی غیر از مالک ایجاد شده است. این حق می تواند حق ارتفاق (مانند حق عبور، حق مجری آب، حق شرب) یا حق انتفاع (مانند حق سکنی، حق عمری، حق رقبی) باشد. اهمیت این عبارت در آن است که تأکید می کند صرف وجود یک حق، به معنای آزادی مطلق در تصرف نیست؛ بلکه این تصرفات دقیقاً باید در چهارچوب همان حقی باشد که بر ملک دیگری وجود دارد و نه فراتر از آن. این عبارت، مرز میان مالکیت کامل و حقوق محدود بر ملک دیگری را به وضوح مشخص می کند.

اندازه توافقی: قدرت و حاکمیت قراردادها

نخستین و قدرتمندترین معیار برای تعیین حدود تصرفات، اندازه ای باشد که قرار داده اند است. این عبارت به اصل حاکمیت اراده در قراردادها (موضوع ماده ۱۰ قانون مدنی) اشاره دارد. یعنی اگر صاحب حق و مالک ملک، با یکدیگر توافق کرده باشند که نحوه و میزان استفاده از حق چگونه باشد، آن توافق، حرف اول را می زند و لازم الاجرا است. این توافق می تواند در قالب یک سند رسمی محضری، یک قرارداد عادی با کد رهگیری، یا حتی توافقی شفاهی (که البته اثبات آن در دادگاه دشوارتر است و نیاز به شهادت شهود یا امارات دارد) صورت گرفته باشد. فرض کنید در یک قرارداد، برای حق عبور، عرض دقیق دو متری برای مسیر یا ساعات خاصی برای تردد تعیین شده باشد؛ در این صورت، صاحب حق مکلف است دقیقاً به همان اندازه عمل کند و هرگونه انحراف از آن، تخلف محسوب می شود.

مقدار متعارف: سنجش بر اساس عرف و رویه های رایج

همیشه هم قراردادهای مکتوب، دقیق و شفافی در کار نیست. در بسیاری از موارد، حقوقی مانند حق ارتفاق، ممکن است به صورت شفاهی، بر اساس مصالحه های قدیمی، یا حتی بر اساس رویه های تاریخی و سنتی ایجاد شده باشند. اینجا است که معیار دوم، یعنی مقدار متعارف، وارد عمل می شود. عرف، به معنای آن چیزی است که در میان مردم یا در یک منطقه جغرافیایی خاص، به عنوان رویه معمول، معقول و پذیرفته شده شناخته می شود. تشخیص عرف، گاهی دشوار است و نیاز به بررسی شرایط محلی، نوع ملک، زمان ایجاد حق و حتی نوع حق دارد. قانون گذار با گنجاندن این معیار، انعطاف پذیری لازم را برای پوشش دادن به موارد متنوع و پیش بینی نشده فراهم آورده است.

ضرورت انتفاع: مرز نهایی و منطقی برای استفاده

آخرین معیار، آنچه ضرورت انتفاع اقتضا می کند است. این عبارت، حد نهایی و منطقی برای استفاده از حق را مشخص می سازد. به این معنا که حتی اگر قراردادی وجود داشته باشد یا عرفی برقرار باشد، استفاده از حق نباید فراتر از آن چیزی برود که برای بهره برداری معمول و منطقی از آن حق ضروری است. این معیار، دریچه ای به سوی عدالت و جلوگیری از سوءاستفاده از حق می گشاید. تصور کنید فردی حق آبیاری از چاهی را دارد؛ ضرورت انتفاع ایجاب می کند که او به اندازه ای آب برداشت کند که برای آبیاری زمینش لازم است، نه بیشتر که باعث هدررفت منابع یا آسیب به سطح ایستابی شود. این معیار، به ما یادآوری می کند که هر حقی، با هدفی خاص ایجاد شده و نباید از آن هدف اصلی منحرف شد.

سه رکن اساسی برای تعیین حدود تصرفات: یک مثلث حقوقی

ماده ۱۰۷ قانون مدنی را می توان یک مثلث حقوقی در نظر گرفت که سه ضلع اصلی آن را توافق، عرف و ضرورت انتفاع تشکیل می دهند. این سه رکن، به ترتیب اولویت و در کنار یکدیگر، حدود و مرزهای تصرفات صاحب حق را در ملک دیگری مشخص می کنند. درک چگونگی تعامل این ارکان، کلید فهم عمیق این ماده است.

رکن تعیین کننده منبع اعتبار مثال کاربردی اولویت در دادگاه
حدود قراردادی اراده و توافق طرفین تعیین عرض دقیق مسیر عبور در سند رسمی اولویت اول و مطلق (در چارچوب قانون)
حدود عرفی رویه های رایج و پذیرفته شده محلی عرض معمول راه های کشاورزی در یک روستای خاص اولویت دوم (در صورت سکوت یا ابهام قرارداد)
ضرورت انتفاع منطق، عقلانیت و هدف از ایجاد حق برداشت آب به میزان نیاز واقعی گیاهان، نه بیشتر اولویت سوم (به عنوان سقف نهایی و جلوگیری از سوء استفاده)

تعامل ارکان در عمل

در عمل، دادگاه ها ابتدا به دنبال سند یا قرارداد مکتوب می گردند. اگر قرارداد وجود داشت و شفاف بود، همان ملاک عمل است. اما اگر قرارداد مبهم بود (مثلاً فقط نوشته شده بود حق عبور بدون ذکر جزئیات)، دادگاه به عرف محل رجوع می کند. اگر عرف هم ساکت بود یا قابل استناد نبود، آنگاه نوبت به بررسی ضرورت انتفاع می رسد. نکته حیاتی این است که حتی اگر قراردادی اجازه استفاده گسترده ای را داده باشد، اگر آن استفاده منجر به ضرر غیرمتعارف به مالک اصلی شود، قاعده لا ضرر (ماده ۱۳۲ قانون مدنی) می تواند آن توافق را تا میزان معتبر عرفی تعدیل کند.

تلاقی ماده ۱۰۷ با دیگر قوانین مدنی: شبکه ای از مقررات

هیچ ماده ای از قانون، جزیره ای تنها نیست. هر یک از مواد، در شبکه ای از قوانین دیگر قرار دارند و برای فهم عمیق تر آن ها، باید ارتباطشان با سایر مقررات را نیز درک کرد. ماده ۱۰۷ قانون مدنی نیز از این قاعده مستثنی نیست و با چندین ماده دیگر ارتباط تنگاتنگی دارد.

رابطه با ماده ۱۳۲ قانون مدنی: اصل عدم اضرار و تعدیل حقوق

ماده ۱۳۲ قانون مدنی، یکی از مهم ترین اصول حقوقی ما را بیان می کند: کسی نمی تواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم تضرر همسایه شود مگر تصرفی که به قدر متعارف و برای رفع حاجت یا رفع ضرر از خود باشد. این اصل، زیربنای بسیاری از محدودیت ها در استفاده از اموال است. رابطه ماده ۱۰۷ با ماده ۱۳۲ از این جهت حائز اهمیت است که حتی اگر تصرفات صاحب حق در ملک غیر، بر اساس قرارداد یا عرفی باشد، نباید به گونه ای انجام شود که ضرر غیرمتعارفی به مالک اصلی وارد کند. به عبارتی، ماده ۱۳۲، یک فیلتر نهایی برای ماده ۱۰۷ است. اگر توافق طرفین فراتر از حدود متعارف باشد و منجر به اضرار غیرقابل جبران به مالک اصلی شود، ماده ۱۳۲ اجازه می دهد که چنین توافقی تعدیل شود.

حقوق ارتفاق و انتفاع: بستر اصلی اجرای ماده ۱۰۷

ماده ۱۰۷ قانون مدنی، در واقع، توضیحی تفصیلی برای حقوق عینی تبعی مانند حق ارتفاق (موضوع مواد ۹۳ تا ۱۰۸ قانون مدنی) و حق انتفاع (موضوع مواد ۴۰ تا ۵۴ قانون مدنی) است. حق ارتفاق، به معنای حق کسی در ملک دیگری برای کمال استفاده از ملک خود است. حق انتفاع نیز به معنای حق استفاده از منافع مال دیگری است، بدون آنکه مالکیت آن مال به منتفع منتقل شود. ماده ۱۰۷ برای هر دو نوع این حقوق، چهارچوبی روشن برای تصرفات تعیین می کند و به صاحب حق یادآور می شود که استفاده او باید محدود به همان حقی باشد که برایش ایجاد شده است.

مصادیق و نمونه های عملی تجاوز از حدود ماده ۱۰۷

درک ماده ۱۰۷ قانون مدنی، بدون مشاهده مصادیق عینی آن در زندگی روزمره و پرونده های قضایی، کامل نخواهد بود. در این بخش به چند نمونه واقعی و متداول می پردازیم تا ببینیم تجاوز از حدود مقرر در این ماده چگونه خود را نشان می دهد.

حق عبور: مرزهای تردد در ملک دیگری

یکی از رایج ترین مصادیق حق ارتفاق، حق عبور است. فرض کنید شخصی برای رسیدن به باغ خود، حق عبور از قسمتی از ملک همسایه را دارد. در اینجا، اگر صاحب حق به جای عبور پیاده، با خودروی سنگین از این مسیر عبور کند، در حالی که مسیر برای عبور پیاده یا خودروهای سبک طراحی شده و توافقی بر عبور خودروی سنگین نبوده است، مرتکب تعدی شده است. همچنین، اگر تصمیم بگیرد عرض مسیر عبور را بدون رضایت مالک افزایش دهد یا در آنجا ساخت و سازی انجام دهد، یا در هنگام عبور، زباله در ملک همسایه بریزد، در تمام این حالات از حدود تعیین شده تجاوز کرده و مالک حق دارد از این اقدامات جلوگیری کند.

حق آبیاری: استفاده مسئولانه از منابع مشترک

نمونه دیگری از حق ارتفاق، حق آبیاری یا مجرای آب است. تصور کنید مزرعه ای از طریق یک نهر قدیمی که از زمین مجاور می گذرد، آبیاری می شود. اگر صاحب حق بیش از سهمیه آب تعیین شده در قرارداد یا عرف محلی آب برداشت کند، یا بدون اجازه و ضرورت، مسیر نهر را تغییر دهد یا آن را عریض تر کند که به زمین مالک اصلی آسیب وارد شود، از حدود حق خود تجاوز کرده است. همچنین استفاده از این نهر برای آبیاری زمین های جدیدی که به ملک اصلی اضافه شده و حق آبیاری برای آن ها تعریف نشده است، مصداق بارز نقض ماده ۱۰۷ است.

حق انتفاع (سکنی، زراعت): فراتر رفتن از اذن

حق انتفاع نیز می تواند محل بروز تخلفات باشد. برای مثال، فرض کنید شخصی به مدت مشخصی (حق عمری یا رقبی) حق سکونت در خانه ای را دارد که مالکیت آن متعلق به دیگری است. در این صورت، اگر بدون اذن مالک، خانه را به شخص دیگری اجاره دهد یا به جای سکونت، آن را به کاربری تجاری تغییر دهد، یا در خانه تغییرات اساسی ایجاد کند که به بنا آسیب برساند، از حدود حق انتفاع خود خارج شده است. چرا که حق انتفاع، صرفاً حق استفاده از منافع است و نه حق تصرفات مالکانه یا تغییر کاربری بنیادین.

نقش رویه قضایی و دکترین حقوقی در تفسیر ماده ۱۰۷

قانون، تنها کلمات نوشته شده نیست؛ بلکه تفسیر و اجرای آن توسط دادگاه ها و تحلیل و بررسی توسط حقوقدانان است که به آن جان می بخشد. ماده ۱۰۷ قانون مدنی در طول سالیان متمادی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

از دیدگاه دکترین حقوقی و اساتیدی مانند دکتر ناصر کاتوزیان، بحث هایی در خصوص چگونگی تشخیص مقدار متعارف و ضرورت انتفاع وجود دارد. حقوقدانان معتقدند که این دو مفهوم، تا حدود زیادی به یکدیگر گره خورده اند و تشخیص آن ها نیازمند ارجاع به کارشناسی متخصص است. همچنین، درباره رابطه این ماده با قاعده لا ضرر، مباحث عمیقی مطرح شده است که نشان می دهد هیچ حقی نمی تواند به ابزاری برای اضرار غیرموجه تبدیل شود، حتی اگر در ظاهر قانونی باشد.

یکی از بزرگترین چالش های عملی در اجرای ماده ۱۰۷، تشخیص دقیق عرف و ضرورت انتفاع است. عرف، مفهومی سیال و وابسته به زمان و مکان است. آنچه در یک روستا عرف است، ممکن است در شهر دیگر مصداق نداشته باشد. اینجا است که نقش قاضی به عنوان داور نهایی اهمیت پیدا می کند. قاضی باید با تکیه بر دانش حقوقی خود، شواهد موجود، تحقیقات محلی و در بسیاری از موارد، نظریه کارشناسان رسمی دادگستری (مانند کارشناس نقشه برداری، کشاورزی یا معماری)، اقدام به تشخیص این مفاهیم کند. این کارشناسی ها به دادگاه کمک می کنند تا با اطلاعات دقیق تر و تخصصی تر، تصمیمی عادلانه و مستند اتخاذ کند و مانع از تفسیرهای شخصی و سلیقه ای شود.

ضمانت اجراهای حقوقی در صورت تجاوز از حدود حق

قوانین بدون ضمانت اجرا، تنها مجموعه ای از توصیه ها خواهند بود. ماده ۱۰۷ قانون مدنی نیز، در صورت نادیده گرفته شدن و تجاوز از حدود مقرر، دارای ضمانت اجراهای حقوقی است که به مالک اصلی امکان می دهد تا از حقوق خود دفاع کند.

ابزارهای قانونی دفاع برای مالک اصلی

اگر صاحب حق در ملک غیر، از حدود قراردادی، عرفی یا ضرورت انتفاع تجاوز کند، مالک اصلی ملک متضرر، می تواند از طریق مراجع قضایی، اقدامات زیر را انجام دهد:

  • اقامه دعوای رفع مزاحمت: در صورتی که تصرفات صاحب حق، مانع از تصرفات مشروع مالک اصلی در ملک خود شود، مالک می تواند دعوای رفع مزاحمت مطرح کند. برای مثال، اگر صاحب حق عبور، وسایل خود را در مسیر عبور قرار دهد و مانع تردد مالک شود.
  • اقامه دعوای ممانعت از حق: اگر تجاوز به گونه ای باشد که مالک اصلی را از اعمال حق خود (مانند حق عبور، حق آبیاری و غیره) محروم کند، دعوای ممانعت از حق می تواند مطرح شود.
  • مطالبه جبران خسارت وارده: هرگاه تجاوز از حدود حق، منجر به وارد آمدن خسارت مادی به ملک اصلی شود (مثلاً آسیب به دیوار، تخریب زمین یا آلودگی)، مالک می تواند علاوه بر درخواست توقف تجاوز، جبران خسارت وارده را نیز مطالبه کند. این خسارت باید مستند و قابل اثبات باشد.
  • ارسال اظهارنامه رسمی: پیش از هر اقدام قضایی، ارسال یک اظهارنامه رسمی از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی، راهکاری هوشمندانه است. این کار به صاحب حق متخلف اخطار می دهد که از تخلف خود آگاه هستید و در صورت عدم اصلاح، اقدام قانونی خواهید کرد. این اظهارنامه می تواند به عنوان اماره ای قوی در دادگاه مورد استناد قرار گیرد.

سوالات متداول درباره ماده ۱۰۷ قانون مدنی

اگر قراردادی وجود نداشته باشد، چگونه حدود تصرفات تعیین می شود؟

در غیاب قرارداد مکتوب، حدود تصرفات بر اساس مقدار متعارف و آن چه ضرورت انتفاع اقتضا می کند تعیین می گردد. این دو مفهوم، با توجه به عرف منطقه، نوع حق، و شرایط خاص هر مورد توسط کارشناسان رسمی دادگستری و مراجع قضایی تفسیر و تشخیص داده می شوند.

آیا می توانم حق عبوری را که برای پیاده روی بوده، برای عبور خودرو استفاده کنم؟

خیر، مگر اینکه توافق جدیدی با مالک ملک صورت گیرد یا عرف و ضرورت انتفاع، اجازه چنین تغییری را بدهد. اگر حق عبور صرفاً برای پیاده روی ایجاد شده باشد، عبور خودرو تجاوز از حدود حق محسوب می شود، چرا که از میزان متعارف و ضرورت انتفاع اولیه فراتر رفته است و ممکن است به ملک آسیب وارد کند.

چه تفاوتی بین متعارف و ضرورت انتفاع است؟

متعارف به رویه های معمول و رایج در یک جامعه یا منطقه اشاره دارد که معمولاً بدون قرارداد خاص، به عنوان قاعده پذیرفته شده اند. اما ضرورت انتفاع به حداقل نیازی که برای بهره برداری معقول و منطقی از آن حق لازم است، می پردازد. ممکن است عملی متعارف باشد، اما فراتر از ضرورت انتفاع باشد. این دو مفهوم مکمل یکدیگرند و هر دو حدودی برای تصرفات تعیین می کنند.

در صورت تجاوز از حدود، اولین اقدام قانونی چیست؟

اولین اقدام قانونی برای مالک متضرر، معمولاً ارسال اظهارنامه رسمی به صاحب حق است تا او را از تجاوز آگاه کرده و درخواست توقف آن را داشته باشد. در صورت عدم توجه، مالک می تواند با مراجعه به دادگاه، دعوای رفع مزاحمت، ممانعت از حق یا مطالبه جبران خسارت را مطرح کند.

نتیجه گیری: تعادل ظریف میان حقوق و تعهدات

در پایان این بررسی جامع به عمق ماده ۱۰۷ قانون مدنی، به خوبی درک می کنیم که این ماده، بیش از یک بند قانونی خشک، یک فلسفه حقوقی است؛ فلسفه ای که در پی ایجاد تعادل ظریف و حیاتی میان حقوق افراد در جامعه است. این ماده به ما می آموزد که هیچ حقی، نامحدود و مطلق نیست و هر جا پای استفاده از ملک دیگری به میان می آید، باید مرزهایی محترم شمرده شوند.

چه این مرزها با قلم یک قرارداد مشخص شده باشند، چه با گذر زمان و سنت های عرفی شکل گرفته باشند، و چه با منطق و ضرورت انتفاع تعریف شوند، رعایت آن ها برای حفظ نظم و عدالت اجتماعی ضروری است. ماده ۱۰۷ قانون مدنی به وضوح بیان می کند که صاحب حق در ملک غیر، نمی تواند فراتر از آنچه توافق شده، متعارف است یا برای بهره برداری ضروری است، عمل کند. این اصل، هم از مالک اصلی ملک محافظت می کند تا از ضرر و زیان ناموجه در امان بماند و هم به صاحب حق این اطمینان را می دهد که می تواند به میزان مشروع از حق خود استفاده کند. در نهایت، این ماده، راهنمایی عملی برای جلوگیری از اختلافات، و در صورت بروز، راهکاری برای حل و فصل عادلانه آن هاست. برای داشتن جامعه ای که در آن حقوق افراد محترم شمرده می شود، فهم و به کارگیری صحیح این اصول، یک گام اساسی و بسیار مهم است.